حسين زمانى

65

سفرنامه بخارا ( عصر محمد شاه قاجار ) ( فارسى )

عايد مىشود . تخمينا كه از تجار معتبر پرسيدم كلا در عرض سال چه بار و مالى كه از سمت قلعه و روس بيايد و چه از سمت كابل و ختاو ايران ، مجموع يكصدهزار تومان مىشود . آن را هم در اين اوقات به هركس كه قوش‌بيگى يعنى وزير است به او جهت مخارج مىدهند از قبيل مهمان يا ايلچى ، و چاپارخانه هم خرجش با قوش‌بيگى است . سواى خلعت و انعام آنها در اين اوقات آن گمرگ زكات به دست دستور خانچى كه اسم وزارت با اوست مىباشد . امّا در باب لشكركشى پادشاه اگر بخواهد به سمتى قشون برده باشد در خزانه دينارى نيست به مصرف قشون برسد ، بايد از تجار مملكت قرض نموده تا بعدها پس بدهند ، اگر تجار ميل به دادن دارند مىدهند و الا نخواسته باشند نمىدهند ، مايه نقار پادشاه نمىشود چرا كه بعد از رفتن فدوى تنخواه به‌جهت رفتن بر سر خجند خواستند و تجّار مضايقه كردند ، حكايتى رو نداد . امّا اگر لشكر از سمتى بر سر آنها بيايد آن‌وقت پادشاه تنخواهى از رعيت و تجّار مىگيرد و آن تنخواه را دود پولى و جل پولى هم مىگويند . آن هم در ده سال پانزده سال اگر اتفاقى بيفتد مىگيرند . امسال كه فدوى در آنجا بودم كه سركار امير بر سر خجند رفتند ، از سمرقند به وزير نوشتند كه حواله بده و بگير . او هم به شهر بخارا و تومان‌هاى بخارا حواله نموده ، يكصد هزار تومان به فاصله سه روز گرفته روانه سمرقند نمود ، و خود بخارا را در تقسيم پول گرفتن هفت تومان حساب مىكنند . به هر سمتى كه در خدمت پادشاه بروند ، سفر آنها بيش از چهل روز طول نخواهد كشيد . اگر پادشاه پنج روز بيشتر بخواهد بماند اختيار ندارد ، قشون متفرق مىشود چه فتح كرده باشد و چه شكست خورده باشد . پادشاه در اين مرحله تسلطى ندارد . در ميان خودشان مىگويند سفر پير شد و بايد رفت . از قرارى كه معلوم شد سرّى در اين كار است . ولى آنچه خودشان بيان مىنمايند مىگويند